ﺟﻨﺲ ﺩﺭﯾﺎﺳﺖ ﺻﺪﺍﯾﺖ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﺪ

:: ﺟﻨﺲ ﺩﺭﯾﺎﺳﺖ ﺻﺪﺍﯾﺖ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﺪ

ﺟﻨﺲ ﺩﺭﯾﺎﺳﺖ ﺻﺪﺍﯾﺖ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﺪ

ﺑﻪ ﺗﻦ ﺧﺴﺘﻪ ﯼ ﻣﻦ ﺭﻭﺡ ﻭ ﺭﻭﺍﻥ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﺪ


ﻧﻔﺴﺖ ﻣﻌﺠﺰﻩ ﺍﯼ ﮔرم ﺍﺯ ﺍﻟﻄﺎﻑ ﺧﺪﺍﺳﺖ

ﺷﻮﻕ ﺑﻮﺩﻥ ﺑﻪ ﺩﻝ ﭘﯿﺮ ﻭ ﺟﻮﺍﻥ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﺪ


ﺍﺳﻢ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺩﻫﻨﺖ ... ﻭﺍﯼ ﺷﻨﯿﺪﻥ ﺩﺍﺭﺩ

ﻗﻠﺐ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﻣﺮﺍ ﭼﻮﻥ ﺿﺮﺑﺎﻥ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﺪ


ﻋﻄﺮ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﺗﻨﺖ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻓﻀﺎ ﻣﯽ ﭘﯿﭽﺪ

ﺑﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻋﺸﻖ ، ﻣﺤﺒﺖ ﺑﻪ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﺪ


ﺁﺑﯽ ﭘﯿﺮﻫﻨﺖ ﺧﻮﺵ ﺑﻪ ﺗﻨﺖ ﻣﯽ ﻟﻐﺰﺩ

ﺟﺎﻥ ﺑﻪ ﻣ ﻔﻬﻮﻡ ﻏﺰﻝ ﻫﺎﯼ ﺭﻭﺍﻥ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﺪ


منبع : دل نوشته هایم برای توﺟﻨﺲ ﺩﺭﯾﺎﺳﺖ ﺻﺪﺍﯾﺖ ﻫﯿﺠﺎﻥ ﻣﯽ ﺑﺨﺸﺪ
برچسب ها : ﺑﺨﺸﺪ ,ﺻﺪﺍﯾﺖ ﻫﯿﺠﺎﻥ ,ﺩﺭﯾﺎﺳﺖ ﺻﺪﺍﯾﺖ ,ﺩﺭﯾﺎﺳﺖ ﺻﺪﺍﯾﺖ ﻫﯿﺠﺎﻥ

میشود بوسه به دستانت کنم؟

:: میشود بوسه به دستانت کنم؟

با اجازه می‌توانم جان به قربانت کنم؟

یا به صرف بوسه ای یک دفعه مهمانت کنم؟


چشم تو چون جام می می‌ماند و من در کفش

من لبم را می توانم مست چشمانت کنم؟


ای فرشته، ای پری، ای حضرت خوبی و عشق

می‌شود روزی تو را پا بند انسانت کنم


سرو آزادم بگو در کنج آغوشم تورا

می‌شود آیا کمی در بند و زندانت کنم؟


من که گمراه رهت، راه تو اما اصل دین

می‌شود یک دم تورا بی دین و ایمانت کنم؟


آفرین بر خالقت، احسنت بر دستان او

جای ایزد میشود بوسه به دستانت کنم؟


پای پیمانت نماندی و ندادی بوسه را

می‌شود آخر تو را بر پای پیمانت کنم


منبع : دل نوشته هایم برای تومیشود بوسه به دستانت کنم؟
برچسب ها : کنم؟ ,می‌شود ,بوسه ,دستانت کنم؟ ,میشود بوسه

عشق معمایی

:: عشق معمایی

ای می از چشم تو آموخته ، گیرایی را

کرده گل پیش لبت ، مشق شکوفایی را


غزل و قول من از توست که در مکتب عشق

بلبل از فیض گل آموخته ، گویایی را


همچو من در دگری شوق تماشایش نیست

هر که شد شیفته آن چشم تماشایی را


ای دو چشم تو ، دو دریای شبانه ! چه کنم ،

گر به دریا نزنم ، این دل دریایی را ؟


شهروایند همه پیش تو خوبان ، ای تو

سکه ی تازه به عالم زده ، زیبایی را !


کی حکایت کند آن بوسه و آن لب با من

فصلی از قصّه ی شیرین شناسایی را ؟


شب اگر باشد و می باشد و من باشم و تو

به دو عالم ندهم ، گوشه ی تنهایی را


گل نیلوفر من ! پیش تو می یابد دل

نیرو انای خود ، آرامش بودایی را ،


من و اندیشه ی زیر و زبر و سود و زیان ؟

من که بر سنگ زدم ، شیشه ی دانایی را ؟


کافر عشقم اگر پیش تو از دل نکنم ،

ریشه ی طاقت و بنیان شکیبایی را


با همه لاف خرد ، عقل به حیرت در ماند

خواست تا حل کند ، این عشق معمایی را


منبع : دل نوشته هایم برای توعشق معمایی
برچسب ها :

دوست دارم با تو باشم

:: دوست دارم با تو باشم

دوست دارم با تو باشم عیب این خواهش کجاست؟

باتو بودن ، شعر خواندن، کس نگفته  نابجاست


از تو گفتن یا شنیدن از لبت ، تا خواب صبح

حرفهای عاشقانه با تو گفتن  کی خطاست؟


لب به لب، لبریزعشقت، گرشود احساس من

بازیِ شب زنده داری با لبانت ، دلرباست


مست ومدهوشم کنی با غمزه ای حتی به چشم

دل به اعجاز دو چشمت بس به می، بی اشتهاست


دوست دارم  با تو گویم از کلامی با  سه حرف

عین و شین و قاف و دیگر هیچ حرفی، کین رواست


قصدم ای یار این نبود  کزتو، سراید این غزل

عشق پاکت بی محابا زد به دل این حرف راست


منبع : دل نوشته هایم برای تودوست دارم با تو باشم
برچسب ها : دوست ,دوست دارم